کلامم را پذیرا باش زیرا دردی را با آن بیان کردم که احساس شهامت
بیانش را نداشت
.صداقتم را دریاب , زیرا به امید صداقتت نوشتم
دستم را بگیر ,زیرا گرمی دستانت مرا بدین جا کشاند
نامم را بخوان , زیرا به امید این نامیدن وجود بی وجودم را
...........عشقم را پذیرا باش, زیرا تنها حقیقت است
درد دلم را بشنو, زیرا تاب و تحملش را ندارم
.دردم را دوا کن زیرا خودت در پی درمان صداقت رابر دیواره
حقیقت عشقم نهادی
حسادت و شهامتم را گرفتی, وجود نا چیزم را نامیدی و دردم را با کلام گفتی
:جزای تمام این گناهان تنها این است که: ای طبیب دل